خرید بک لینک
 انگیزه های شکل گیری تاریخ و تزلزل آموزه های آن(معرفی کتاب)جهان مکتوب چگونه ادبیات به تاریخ شکل داد، مارتین پوکنر، ترجمه علی منصوری، انتشارات بیدگل، 1400در این کتاب، مارتین پوکنر ما را با خود به سفری یگانه در دل زمان و به گرداگرد عالم میبرد و طی آن از نقش شگرفی پرده برمیدارد که داستانها و ادبیات در خلق جهان امروز ما ایفا کردهاند. پوکنر در این کتاب بدیع، ضمن کندوکاو در شانزده متن بنیادینی که آنها را از بیش از چهارهزار سال تاریخ ادبیات جهان انتخاب کرده، ما را با بسیاری از کسانی که اهل شهود و صاحب بینش بودهاند آشنا میسازد و به روشنی نشان میدهد که چگونه نوشتن و به تبع آن ادبیات الهامبخش ظهور و سقوط ملتها و امپراتوریها بوده، افکار فلسفی و سیاسی را در درخشانترین اذهان و عقول شرر زده، باورها و عقاید مذهبی را در جان باورمندان پدیدآورده و با تأثیرگذاری بر زندگی نسلهای بسیار، سیر تاریخ را عوض کرده است.در این سفر با آثاری آشنا میشویم که به تمدن انسانی شکل بخشیدهاند، آثاری که برخی از آنها دیرزمانی گمشده و از یاد رفته بودند و بعدها از نو کشف گشتند: نخستین شاهکار مکتوب، حماسۀ گیلگمش؛ کتاب مقدس عبری، کار عزرای کاتب؛ و سرگذشت گِنجی، نوشتۀ بانویی ژاپنی معروف به موراساکی. در دیدار از بغداد، پوکنر از شهرزاد و داستانهای هزارویک شب سخن میگوید؛ میبینیم که چگونه گوته ادبیات جهان را در سیسیل کشف میکند، و گامبهگام تأثیرگذاری روزافزون و خیرهکنندۀ مانیفست کمونیست را دنبال میکنیم. به دیدار تروآ، پرگامون و چین میرویم و با برندۀ نوبل ادبی، دِرِک والکوت، در جزایر کارائیب و اورهان پاموک در استانبول به گفتگو مینشینیم.قسمت مستقلی از کتاب مربوط به اسکندر“با این که تروآ هیچ اهمیت

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1400 ساعت: 17:02

غلبه عشق و درد هجر ابیات غزل را چنین ساخته است:  ۱و۲:ابراز نهایت شوق در وصف جمال و دلهره پوشیده شدن آن۳: بیان درد فراق عشق۴: تشبیه دردهای عشق به تیرهای مژگان۵و ۶: رجوع به شیرینی درد عشق و شوق باقی ماندن راز آن در دل و جویا شدن حال اهل دل در مستی ۷: نهیب به بلبل برای ورود به عشق۸و۹: توسل به میر مجلس شراب و شکایت از بی توجهی یار( استغنا) توسل به معشوق که زودتر او را بکشد۱۰و ۱۱: بازگویی اشتیاق و درخواست برطرف کردن هجر با التماس و دعا ۱۲:شکایت از بخت همراه با ستایش شیرین دهنی معشوق  ۱-در حال غلبه شوق عشق: گردی صورت چون گل را زلفان چون سنبلش سایه انداخته و شکوفه بهاری گونه اش از زیبایی فرمان به ریختن خون( بی بها کردن) گل ارغوان داده است.۲- با شوق دلهره آمیز از فروکاست زیبایی: مویهای نرم چهره اش چون غباری است که خورشید چهره را پوشانده، خدایا همیشه زنده بدارش که زیبایی جاودانه دارد( خانلری: احتمال داده زیبایی جادوان؛ جادوگران باشد)۳- هنگام ملحق شدن به عشق، گمان کردم دیدار نزدیک است، افسوس نمی دانستم که دریای عشق موجهای خونریز دارد.( تفاوت با مولانا: عشق از اول سرکش و خونی بود/ تا گریزد آنکه بیرونی بود)۴- از تیرهای چشمانت نمی توان جان سالم به در برد، که از هر سو کمین کرده و تیر مژگان در کمان ابرو گذاشته.۵-آنگاه که گیسوانت درد دل عاشقان را -به یاری باد صبا- چون گرد فرو میریزد، دستور داده که درد و راز ما پوشیده بماند( گلایه از بر طرف نشدن اندوه توسط باد صبا و شوق به باقی ماندن درد عشق)۶-چون جوانمردان جرعه ای از شراب بر زمین بریز و حال اهل دل را گوش کن که از پادشاهان و کامروایان داستانهای زیادی دارد( یادآوری بی وفایی به آنان)۷- بلبل بیچاره از خنده گل، گرفتار دامش نشو( مثل

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1400 ساعت: 17:02

این کلمه ی "وطن" یک روز از بین میرود. آن وقت مردم به پشت سرشان، به" ما " نگاه می کنند؛ که خودمان را توی مرزها حبس کرده بودیم و سرِ چند تا خط روی نقشه همدیگر را می کُشتیم.
بعد می گویند: این ها عجب احمق هایی بودند...
| کتاب: جنگ_آخر_زمان | ماریو_بارگاس_یوسا

برچسب: نویسنده: آریا محمدپور تاريخ: چهارشنبه 20 بهمن 1400 ساعت: 17:02

صفحه بندی